![]() |
||
|
خطوط اساسی کنگره ملی افغانستان
کشور عزیزما افغانستان چه درمحدوده کنونی آن وچه درجغرافیای قدیمی آن ( آریانای باستان و یا خراسان بزرگ ) بنابرموقعیت جغرافیایی خود تلاقیگاه فرهنگهای مختلف ( خاورباختر) بوده ومدنیتهای بزرگ و درخشانی رادرخود پروریده است . این سرزمین با پذیرش آئین مقدس اسلام دربستر فرهنگ پربارخراسان زمین و بابراندازی تسلط بیگانگان و پایه گذاری دولتهای خودی ، نقش بزرگ را دررستاخیز نوین فرهنگی منطقه بازی کرده است بی تردید سرزمین ما اگرازیکسو چهارراه تلاقی فرهنگ و تمدنهای بزرگ بوده ازسوی دیگر درمسیر تهاجم کشورگشایان زمین سوزوبیدادگر قرار گرفته است که نتیجتاً باربارشعله های خانمانسوز هجومها و ایلغارها مانند ققنوس تاپای مرگ رفته و دوباره ازمیان خاکستر خود برخاسته است میهن ما با آنهمه افتخارات درخشان ، سوگمندانه درچنبرسه ضلعی تهاجم خارجی استبداد داخلی ، گسستگی و ناخود آگاهی ملی ، همواره فشرده شده وبارها ازرشد طبیعی خود به سوی پیشرفت و اعتلا بازمانده است . برمبنای سیاستهای استعماری خارجی و نظامهای داخلی عقبمانده ووابسته به استعمار فرهنگ و مدنیت تاریخی منطیقه ما و جغرافیای سیاسی کشورمارنگ دیگر را به خود گرفت و به شکل جغرافیای بریده شده و تحمیلی استعماری و تاریخ و فرهنگ پارچه شده کنونی محدود و دگرگون گردید . مشخصه اصلی نظامهای دولتی تا پیروزی مبارزات استقلال طلبانه مردم افغانستان درسال 1919 میلادی تفرقه ، جنگ ، ملوک الطوایفی ، وابستگی استعماری و کشاکش سران قبایل و خانواده های دولتمدار وسالب حقوق اکثریت مردم و اقوام باهم برادر کشوربوده است . خیزشهای ملی و استقلال طلبانه مردم کشور ما بعد از حصول استقلال تداوم نیافت و با تاسف جای آنرا باردیگر هیولای استبداد قومی و خانوادگی گرفت تسلط رژیمهای استبداد و طی دو قرون اخیر تاریخ کشورنه تنها باعث رشد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشورنشد بلکه مجموعه دست آوردهای تمدنی تاریخی ، فرهنگی کشوررا نیز سد شد و یا نابود کرد . کودتای 26 سرطان سال 1352 و کودتای خونین 7 ثور سال 1357 ثمره تلخ و اوج استبداد وابستگی سیاسی و استعماری اند که درنتیجه منجر به تجاوزنظامی خارجی و اشغال کشورتوسط اتحاد شوروی و مداخله اشکاراستبکارجهانی ، شبکه های استخباراتی بین المللی و کشورهای مداخله گر منطقه گردید رژیمها و حکومات کودتایی بخصوص حکومت بعد ازکودتای 7 ثورمرتکب خشن ترین اعمال استبدادی درکشورگردیدند . جنگ سرد ، رقابت استراتیژیک میان دو ابرقدرت بحران مستمر داخلی و مداخلات کشورهای همسایه و شماری ازمحافل منطقوی و بین المللی درامورداخلی کشورما سبب اساسی آغاز و تداوم جنگ درافغانستان گردید . این مداخلات که بااهداف مغرضانه و سودجویانه توام بود اوضاع سیاسی افغانستان و پدیده های ما حول آنرا پیچیده ترساخت و ابعاد جنگ و تراژیدی را گسترش بیشتر بخشید که درنتیجه بحران بوجود آمده عمیق شدت و پهنای هرچه تمامترحاصل کرد . جنبش خود جوش ملی ، آزادیخواهانه استقلال طلبانه ، جهادی اسلامی و مقاومت ، فصل نوینی ازتلاش ، مجاهدت و مبارزات مردم ما دربرابراستبداد داخلی ، رژیمهای وابسته و تجاوزخارجی بود که متاسفانه بنابرنفوذ عوامل بیگانه و غصب رهبری آن توسط برخی افراد وابسته به حلقات استخباراتی کشورهای بیگانه نتوانست به رستاخیز بزرگ ملی تبدیل گردید ونتیجتاً دولت وسیع البنیاد ملی و دموکرات را پیریزی کند . ثمره جهاد مبارزات و مقامات مردم افغانستان درمقابل استبداد خارجی و مداخلات خارجی چیزی تعویض جنگ مقامات برضد نیروهای اشغالگر به جنگ ویرانگر و خانمانسوز داخلی ، کشمکش های خونین تنظیمی ، نفاق ملی و انقطابهای سیاسی ، قومی و مذهبی استبداد خشن محلی ، که درنبردهای سنگین میان احزاب تنظیمها و گروههای مختلف بازتاب یافت نبود . یورش خونبار گروه مزدور و واپسگری طالبان درسال 1994 و سپس اشغال کابل درسال 1996 میلادی توسط این گروه با سازو برگ تازه و تحت حمایت مستقیم دولت پاکستان استقلال ، حاکمیت ملی و آزادی ملی و تمامیت ارضی کشوررا به خطر جدی مواجه ساخت درواقعیت طالبان برای ازمیان برداشتن استقلال آزادی ملی به زنجیر کشیدن اقوام و ملیتهای برادر ، زدودن آخرین اثرات جنبش ضد استعماری نیروهای واقعی مقاومت ملی ، نابوده سازی فرهنگ تاریخی – ملی کشورواستقرار نظام ما ورای ارتجاعی ووابسته به میدان آورده شود حاکمیت دوی وطراز فاشیستی طالبان به قتل عام مردم نسل کشی و زمین سوزی بسنده نکرد بلکه کشور ما را به پایگاه بنیاد گرایی ، زرع و قاچاق مواد مخدر ، تروریزم و مافیای بین المللی تبدیل نمود . حکومت وحشت طالبان درتبانی باشبکه القاعده با ایجاد باشگاه ها و اردوگاه های تروریستی درسرزمین ما نقش تعیین کننده را دروقوع حواد ث دلخراش و ضد بشری یازدهم سپتمبر 2001 درامریکا بازی نموده است و زمینه آنرا مساعد گردانید تا ایالات متحده امریکا و متحدین آن به مداخله نظامی درافغانستان متوسل گردند و درنتیجه کشورما که طی یک دهه اخیر از مباحث و توجهات بین المللی غایب گردید بود و دنیا دربرابر حوادث هولناک وخونین آن سکوت کرده بود پس از حوادث سپتمبر بیش از هرزمان دیگر درمحراق توجه جهانی قرارگرفت و یکباردیگر منحیث گره گاه مهم درجیوپولتیک منطقه وارد مرحله خاص دیگری گردد . بدینمنظوراصول فکری و خطوط اساسی مرامنامه زیرین منحیث سرخط مشی سیاسی حزب کنگره ملی افغانستان مطرح میگردد.
1- اسلام و فرهنگ ملی :
2- سیاست عدم خشونت و مصالحه ملی: تجربه خاص کشورما حاکی این حقیقت است که جنگ زورگویی ، خشونت تشدد و انتقام جویی را ه معقول مناقشات ملی وبین المللی نیست این مناقشات را میتوان صرف ازطریق مذاکره وتفاهم حل وفصل نمود . حزب کنگره ملی افغانستان با قبول اصل عدم خشونت صریح خود را باحل تضادهای جامعه بشری ازطریق جنگ اعلام داشته ومخالف هرنوع زورگویی و تشدددرسطح ملی وبین المللی تحمیل انقلابات قهری و کسب قدرت سیاسی ازطریق مذاکره وتفاهم حل وفصل نمود . کنگره ملی افغانستان با قبول اصل عدم خشونت مخالفت صریح خود را باحل تضادهای جامعه بشری ازطریق جنگ اعلام داشته و مخالف هرنوع زورگویی وتشدد درسطح ملی و بین المللی تحمیل انقلابات قهری وکسب قدرت سیاسی از طریق نظامی و کودتا هااست . حزب کنگره ملی مخالف هرنوع سیاستهای انتقامجویانه بوده ومعتقد است به خاطر اعمار افغانستان نوین آباد ودموکراتیک لازم است تا کدورتها و دشمنیهای گذشته را منحیث میراث شوم رژیمهای توتالیترقبلی کنارگذاشت وبایدبه مصاله واقعی ملی هم درسطح احزاب و سازمان ها و هم درسطح اقوام وقبایل و تمام اقشار جامعه نایل آمد البته این بدان معنی نیست که انانیکه مرتکب جنایات هولناک و ضد انسانی شده اند بازپرسی و محاکمه نگردند محاکمه جنایت کاران وظیفه یک دولت ملی درکشور و سازمانهای دفاع ازحقوق بشر درسطح بین المللی است ولی بخشایش حق و صلاحیت ملت افغانستان است حزب کنگره ملی افغانستان جدا اعتقاد دارد که : بخشایش درهرحالتی بهتر از انتقام است ! 3- کنگره ملی افغانستان با درنظر داشت و پذیرش واقعیت های سیاسی – اجتماعی واتنیکی کشورمعتقد به حل کامل و دموکراتیک مسئله ملی درچوکات افغانستان واحد مستقل وغیرقابل تجزیه میباشد .
4- دموکراسی وعدالت اجتماعی :
پذیرش و تعمیم دموکراسی متضمن آزادی به مثابه حق ذاتی ، و طبعی واجتماعی همه انسانهاست ولی تا آن زمانیکه عدالت اجتماعی درجامعه برقرارنگردد دموکراسی نیزتامین نمیگردداساسی ترین مولفه های عدالت اجتماعی نیز عبارتند از: عدالت قومی و یاملی ، عدالت درزمینه فرهنگ ، مذهب وزبان و عدالت میان اقشار گوناگون جامعه بلخصوص میان زنان و مردان وعدالت میان همه باشنده گان کشوربه عنوان شهروندان مساوی الحقوق دروطن مشترک به نظر ما دموکراسی وعدالت اجتماعی دوروی یک سکه اند و موجودیت یکی بودن دیگری قابل تصور نیست حزب کنگره ملی افغانستان دراین زمینه نیزمخالف تقلید کورکورانه ازمدل های بیگانه است به نظرما دموکراسی درکشورماباید بربنیاد ارزشهای جاودان فرهنگی وملی ما که جوهر آنرا احترام به کرامت انسانی تثبیت فضیلت های اجتماعی می سازد استوارباشد ما – آزادی عقیده ووجدان و بیان ، حاکمیت و حق انتخاب نوعیت آن توسط مردم حق شهروندی داشتن حق و مکلفیتهای مساوی یا نه همه آحاد ملت دربرابر قانون و حق اقوام درتعیین سرنوشت شان را ازاساسی ترین مکمله های دموکراسی درکشورمیدانیم 5- کنگره ملی افغانستان با تاکید براصل نظام جمهوری به صورت طبیعی صریح خود را باهرنوع حکومت توتالیتاریستی ، شاهی ، کودتایی تحمیلی ودریک کلمه غیرانتخابی ابراز میدارد.
6- استقلال وعدم وابستگی :
تجارب تلخ کشور به ویژه طی چند دهه اخیر به وضاحت نشان میدهد که وابستگی به کشورهای خارجی و چسبیدن به ایدیالوژی های وارداتی و بیگانه ومصالح ملی ما مطابقت نداشت . بلکه روحیه ابتکاروتلاش درمسیرپیشرفت رانیز سد کرد لذا پرهیز ازهرگونه وابستگی به قدرت های بیگانه و خارجی وظیفه ملی و اخلاقی هم نیروهای ملی و وطن دوست کشوردرحال حاضرودرآینده است . باید اصل استقلال سیاسی ، آزادی عمل وبیطرفی کامل کشورمورد تطبیق واحترام قرارگیرد. به نظر حزب کنگره ملی افغانستان سیاست عدم وابستگی معنی نفی همبستگی باسایرملل جهان و انزوای سیاسی از خانواده بزرگ بشری را نمیدهد بلکه بدین معناست که : کشور ما باداشتن آزادی اراده وعمل ، مناسبات متقابلاً مفید را باهمه کشورهای جهان بخصوص کشورهای همسایه تامین نماید ما حق نداریم به دلیل ناسازگاری برخی اصول و سنت های ملی خودرا ازداشتن حق تفاهم درپروژه بین الاحزاب وبین المللی درسطح روابط عمومی وخارجی محروم سازیم ورود به جامعه جهانی بمنظورعقب ماندگی های وحشتناک وانزوای سیاسی ازضروری ترین قدم هابرای بازسازی و پیشرفت افغانستان به شمار میرود . حزب کنگره ملی افغانستان طرفدار یک افغانستان آزاد مستقل ، غیروابسته ، بیطرف ، غیرنظامی و صلح دوست درمنطقه میباشد .
7- جبهه متحد و
بازسازی کشور:
درشرایط کنونی ودرآینده نزدیک دشوار به نظر میرسد تاهمه نیروهای ملی دموکرات ، ملی – مذهبی مترقی ووطن دوست افغانستان بتوانند به محور یک سازمان سیاسی یاحزب واحد سراسری گردهم آیند . بنظرما ضروری خواهد بود تا همزمان با آنکه نیروهای ملی ودموکرات ، دراه رسیدن به یک تشکیلاتی واحدتلاش میکنند درراه اتحاد عمل تمام نیروها سازمان ها ، نهضت ها ، احزاب وشخصیت های ملی ، مذهبی و وطن دوست بدوریک پلاتفورم واحد نیز تلاش صورت گیرد تاهمه این نیروها دریک جبهه متحد ملی گردآمده و بخاطر صلح وثبات وبازسازی کشورمشترکاً ، تلاش نمایند زیرا بازسازی واعمارمجددکشورویران شده ما صرف درصورت تشریک مساعی هم مردم افغانستان بدون درنظر داشت اینکه با کدام قوم یا ملیت ، دین و مذهب ، سمت یا منطقه و حزب ویا تفکر سیاسی تعلق دارند ، ممکن ومیسر است وآن هم درصورتی سهم گیری وکمک های جامعه جهانی . حزب کنگره ملی افغانستان همزمان با آنکه آمادگی خودرا دربازسازی مجدد کشوراعلام مینماید برتشکیل جبهه متحدملی منحیث یکی از اصول فکری و مرامی خویش تاکید مینماید . افغانستان وطن مشترک تمام باشندگان آن است همه مردم افغانستان حق دارند وباید درآبادی میهنشان سهم گیرند . حزب کنگره ملی افغانستان باطرح اصول هفتگانه فوق مرامنامه و سیاستهای نزدیک و دورنمایی زیرین را به مثابه راهنمای عمل خواهان واعضای خویش مطرح واعلام مینماید :
درعرصه سیاسی :
سیاست داخلی
- دفاع ازاستقلال ، حاکمیت ملی وتمامیت ارضی افغانستان . - فعالیت گسترده دراستای تامین واستقرار فوری صلح و امنیت سرتاسری درکشور. - مبارزه پیگیر درجهت ایجاد نظام سیاسی مبتنی براصول دموکراسی . 1- آزادی وجدان وعقیده . 2- پلورالیزم سیاسی . 3- آزادی بیان ، مطبوعات ، اعتصابات وتظاهرات . 4- تلاش برای شکل گیری جامعه مدنی وبه وجود آمدن دولت حقوق بنیاد . 5- تسجیل قانونی حقوق فردی براساس حق برابر شهروندی . 6- مبارزه جهت تساوی کامل حقوق زنان با مردان وتامین زمینه های واقعی وقانونی مشارکت زنان درهمه عرصه های زندگی تاحق دستیابی به مقامات رهبری کشور. 7- تلاش گسترده برای جلوگیری ازهرنوع شکنجه ، ظلم و ستم . به منظور راهیابی به سوی حل درست ودموکراتیک مسئله ملی تحقق نکات آتی راضروری میدانیم . 1- تجدید نظر درساختار واحد های اداری کشور. 2- سرشماری کامل نفوس و توزیع تذکره تابعیت به همه مردم افغانستان . 3- انتخاب نمایندگان مردم درپارلمان وشواراهای محلی برمبنای تناسب نفوس . 4- تلاش و تبلیغ مداوم در جهت تقویت حسن اعتماد ، حسن تفاهم ،دوستی وهمبستگی میان اقوام ، ملیت ها ، مذاهب وباشندگان مناطق مختلف کشور .
سیاست خارجی :
- رعایت حسن همجواری عدم مداخله درامورداخلی کشورها ، احترام به تمامیت ارضی آنها و ایجاد مناسبات متقابلاً مفید براساس اصل منافع ملی . - اتخاذ سیاست عدم انسلاک و پیروی ازاصل عدم وابستگی و بی طرفی دایمی واتخاذ سیاست مستقل مثبت و فعال . - دفاع ازاعلامیه جهانی حقوق بشر . - همبستگی و تشریک مساعی با جامعه جهانی درمبارزه علیه اشکال مختلف تروریزم به شمول تروریزم دولتی بنیادگرایی ، افراط گرایی ، باندهای جنایی ، زرع ، قاچاق ، صدورومصرف مواد مخدر . - حمایت از اصل گفتگو و تفاهم برای حل همه معضلات بین المللی ، مخالفت باهرنوع زورگویی و خشونت . - دفاع ازخواسته های حق طلبانه همه ملل جهان و مبارزه فعال درراه تامین واستقرار صلح پایدار جهانی . - مبارزه علیه راسیزم وانواع مختلف تبعیض . - مبارزه علیه تولید سلاح های کشتار جمعی وآزمایشات آتمی . - تلاش گسترده و مداوم درجهان درجهت حفظ محیط زیست . - همبستگی بین المللی به همه احزاب ونهاد های سیاسی واجتماعی که برای صلح ، دموکراسی حقوق بشر درجهان مبارزه میکند .
درعرصه فرهنگی :
دودهه جنگ متداوم نه تنها زیربنای اقتصادی کشور را ویران کرده بلکه صدمات جبران ناپذیری برداشته های تمدنی ودست آوردهای علمی ، فرهنگی ، ادبی وتاریخی و کل ارزشهای فرهنگی قدیم و نوین ما وارد نموده است . حزب کنگره ملی افغانستان برای بازسازی فرهنگی ملی ، رشد و گسترش آن و پاسداری ازهویت و سنن پسندیده ملی ، اقدامات زیرین را ازاهداف مبرم خود میشمارد : - فراهم آوری زمینه های بهتر و پرورش و آموزش برای کودکان ، نوجوانان و جوانان . - تامین شرایط تعلیمات ابتدائی و متوسط اجباری رایگان و گسترش تحصیلات مسلکی و عالی - مبارزه پیگیربخاطرمحو کامل بیسوادی . - تاسیس و توسعه مکاتب و نهادهای آموزشی دررشته های تیاتر ، موسیقی ، نقاشی ، خطاطی مجسمه سازی وسایررشته های هنرهای زیبا درکشور. - ایجاد کانون ها و انجمن های شاعران ونویسندگان ، هنرمندان ، ژورنالیستان ، ورزشکاران و برگذاری همایش های علمی ، هنری وورزشی ، درسطح ملی وبین المللی . - رشد انکشاف رسانه های همگانی احیا وبازسازی موزیم ملی ، آرشیف ملی نگهداشت و پاسداری میراث های تمدنی وتاریخی کشور. - کوشش درراه بازپسگیری آثار باستانی وفرهنگی افغانستان که درسالهای جنگ به یغما رفته است . - حمایت ازرشد متوازن زبان وفرهنگ همه ملیتهای برادر کشور ازطریق آموزش برای کودکان به زبان مادری وآزادی کامل برگزاری شعایرمذهبی و فرهنگی وتدوین برنامه های رسانه های همگانی براساس تساوی حقوق تمام ملیتهای کشور .
درعرصه اجتماعی :
حزب کنگره ملی افغانستان بمنظورتامین حقوق وحمایت لازم ازهمه لایه های اجتماعی جامعه ما تلاش میورزد تا نهادها و تشکلات ویژه صنفی زنان ، جوانان ، کودکان ، اتحادیه های معلمان ،محصلان ، کارگران ،پیشه وران و کارمندان رشته های مختلف علوم و تخصص درکشور ایجاد و گسترش یابد و همچنان درزمینه های ذیل مساعی لازم را انجام میدهد . - حمایت ازحقوق بازماندگان شهدا معلولین معیوبین وبازنشستگان . - همکاری درامر بازگشت داوطلبانه مهاجران فراهم آوری زمینه اسکان مجدد ودفاع ازحقوق ایشان . - تلاش درجهت بهبود شرایط کار ، فراهم آوری زمینه های هرچه بیشتراشتغال برای نسل جوان کشور و مبارزه علیه پدیده بیکاری . - پشتیبانی ازاصل خانواده و حقوق آن وفراهم آوری شرایط لازم برای حراست ازآن . - ممنوعیت هرگونه استبداد سیاسی ، مذهبی ، تفشیش عقاید ، اعمال شکنجه و دیگر اعمال مخالف کرامت انسانی . - مصئونیت ملکیتها و منازل شخصی ومحرمیت مخابرات ، مواصلت ووسایل ارتباط جمعی - مبارزه فعال علیه استعمال واعتیاد مواد مخدر و سهم و اشتراک فعال درامرپاکسازی زمینهای کشورازوجود ماین ها . - کوشش درجهت بازسازی وتوسعه خدمات سراسری صحی ، ترانسپورت ، پست و مخابرات احیا وگسترش شبکه های انرژی گازوبرق آب صحی آشامیدنی . - تلاش درجهت بهبود سطح زندگی کارکنان ومامورین ارگانهای دولتی ، تصدیهای مختلط و خصوصی وارتقای سطح درآمد و معاش ایشان . - مبارزه جدی برعلیه رشوه ستانی سو استفاده ازدارائی های ملی وانواع مختلف فساد اداری - حمایت ازتاسیس و توسعه بیمه های مختلف اجتماعی جهت تامین رفاه همگانی درجامعه .
درعرصه اقتصاد :
افغانستان کشوریست عقب نگه داشته شده اقتصاد آن چندین نهادی است وازرشد اقتصادی نامناسب ونامتوازن رنج برده است کشاورزی و مالداری پایه های اصلی اقتصاد و تولید رات میسازند کشورما محاط به خشکه است دارای اقلیم بری بوده و ازلحاظ منابع زیرزمینی فقیراست قریب به سه دهه جنگ تمام زیربناهای اقتصادی کشوررا ویران کرده است بحران اقتصادی درمولفه های کسرتولید تا پائین ترین سطح درآمد سرانه ملی تورم پولی ، احتکار، غارت دارائیهای ملی ، فراروکاربرد غیرتولیدی سرمایه ، غصب ملکیتهای عامه توسط مقامات قدرتمند دولتی وحلقات وابسته به ایشان تحت عنوان وبهانه خصوصی سازی مالکیتهای دولتی و حضورقدرتمند ملی درگرووجود و کارکرد نظام سیاسی ایست که عمیقا متعهد به منافع ملی وعدالت اجتماعی برپایه تامین منافع عادلانه عموم مردمان کشورباشد . بنظرما یکی ازبزرگترین منابع ثروت کشوررا کوه های سربه فلک کشیده آن منحیث منابع ذخیره برف وآب و زمینهای خشک وبکروبایر آن تشکیل میدهند . دریاهای خروشان زیادی ازکوهای افغانستان سرچشمه میگیرند وبعد ازپیمودن خاک افغانستان داخل خاک کشورهای همسایه میگردند ولی ما با تاسف تاهنوزقادرنشده ایم تا ازاین منابع بزرگ آبی به برای آبیاری و نه درجهت تولید انرژی برق استفاده نماییم . افغانستان مخزن آب ولی تشنه است ! آبیاری زمینهای بکروبایر تامین تمام مناطق کشور بانوروانرژی برق اعمار شاهراهای ترانسپورتی و احداث شبکه خط آهن درسرتاسرکشوروصل این خطوط مواصلاتی باکشورهای همسایه سروی استخراج واستفاده ازمنابع زیرزمینی بخصوص استخراج نفت وگازجهت تامین مصارف داخلی و صدوربه خارج و احداث پایپ لاینهای انتقال نفت و گازبه کشورهای همسایه درسرخط اهداف برنامه وی واستراتیژیک حزب کنگره ملی افغانستان قراردارند شعار استراتیژیک اقتصادی حزب کنگره ملی افغانستان عبارت است از تنویروسیرآب سازی ویا به کلام دیگر آب یاری وبرقی سازی کشور. حزب کنگره ملی افغانستان باوجود آنکه سیاست گذاریهای اقتصادی را وظیفه اقتصاد دانها وبرعهده دولت میشناسد با آن هم بازسازی توسعه ورشد متداوم و باثبات اقتصاد کشور را بخشی ازاهداف مهم خود تلقی کرده وازاقدامات آتی مجدانه حمایت میکند: - حمایت ازموجودیت اشکال مختلف مالکیت ، اعم ازدولتی ، خصوصی ، کوپراتیفی و مختلط - مخالفت صریح باخصوصی سازی بدون برنامه ولجام گسیخته مالکیتهای بزرگ دولتی ازقبیل فابریکات ، بانکهای بزرگ دولتی ، موسسات بزرگ ترانسپورت هوایی و زمینی وغیره - حمایت ازاصل ملی بودن تمام منابع آبی و دریاها ، جنگلات ، علفچرها، زمین های بایرو بلامالک ، تمام منابع زیرزمینی و معادن و پروژه های بزرگ تولیدی ، آبیاری و تولید انرژی میدانهای هوایی و خطوط مواصلاتی زمینی ازقبیل شاهراها و خطوط آهن . - حمایت ازنظام اقتصادی بازار آزاد ، تشویق و انکشاف سرمایه گذاریهای بزرگ ملی . - احیای اقتصاد ملی کشوربرپایه مناسبات اقتصاد بازار آزاد و اقتصاد تلفیقی درین راستا دادن حق اولویت به بازسازی عرصه های صدمه دیده و قابل احیا و عرصه های جدید تولیدی ، انتفاعی و اشغالزا که منجر به تامی | ||